اهداف بازاریابی محتوایی در 2017

6 هدف کلیدی بازاریابی محتوایی در سال 2017

موسسه CM یا Content Marketing Institute که توسط جو پُلیزی در کلیولند اوهایو آمریکا تاسیس شد یکی از پیشتازان دنیای بازاریابی محتوایی است. این موسسه به نوعی معیار در این حیطه تبدیل شده است. CMI در پایان هر سال گزارشی را از میان فعالان بازاریابی محتوایی در شرکتهای مطرح تهیه می کند که اطلاعات بسیار مفیدی درباره معیارها، بودجه بندی و روندها در بازاریابی محتوایی آمریکا شمالی در آن یافت می شود.

یکی از جالبترین آنها، اهداف فعالان بازاریابی محتوایی برای سال آینده است. در آخرین گزارش این موسسه فعالان بازاریابی محتوایی در پاسخ به سوال «سازمان شما در 12 ماه آینده چه اهدافی را از بازاریابی محتوایی دنبال می کند؟» می‌توانستند بر اساس اهمیت، به هر کدام از گزینه‌ها از 1 تا 5 امتیاز دهند. نتیجه این تحقیق به شرح زیر است:

6 هدف بازاریابی محتوایی در 2017

توضیح عبارات:

  • مخاطب سازی از طریق اشتراک گیری: Building an Audience via Subscription Growth
  • وفاداری/نگهداری مشتری: Customer Retention/Loyalty
  • جذب مخاطب هدفمند: Lead Generation
  • آگاهی از برند: Brand Awareness

همانطور که مشاهده می کنید، شرکتها بیشتر به دنبال جلب نظر مخاطب و ایجاد حس اطمینان و علاقه نسبت به برند در او هستند. چیزی که در دنیای امروز و در بازاریابی محتوایی اصلی کلیدی محسوب می شود. هدف شما از برنامه ریزی برای بازاریابی محتوایی باید بر افزایش آگاهی و تلاش برای رفع نیاز مخاطب استوار باشد.

همچنین زیر 50درصد پاسخ دهندگان اهداف زیر را بیان کرده اند:

  • 46% ایجاد طرفداران پر و پا قرص برند (Brand Evangelism)
  • 45% پرورش مخاطب هدفمند (Lead Nurturing)
  • 30% تشویق به خرید/فروش متقابل (Upsell/Cross-Sell)
  • 22% صرفه‌جویی هزینه
  • 3% سایر موارد

در همین گزارش ذکر شده است که شرکتهای آمریکای شمالی، به طور متوسط 26درصد از بودجه بازاریابی خود را (به جز حقوق کارمندان) به تولید محتوا اختصاص می دهند. همچنین 42% آنها قصد افزایش بودجه بازاریابی محتوایی خود طی 12 ماه آینده و 39% تمایل به حفظ میزان فعلی را دارند. تنها 2% از این شرکتها بودجه بازاریابی محتوایی خود را کاهش می دهند.

شرکتهایی که در این تحقیق مورد پرسش قرار گرفته اند، از نظر تعداد 408 شرکت و از نظر حیطه فعالیت در دسته های زیر قرار دارند:

  • 14% آژانسها (تبلیغاتی، بازاریابی دیجیتالی، بازاریابی محتوایی، روابط عمومی، ارتباطات بازاریابی)
  • 11% خرده فروشی و توزیع
  • 8% بانکها و شرکتهای حسابداری و مالی
  • 6% شرکتهای مشاوره ای
  • 6% سلامت، دارو و درمان
  • 6% صنعتی
  • 6% تکنولوژی
  • 43% سایر حوزه ها

اگرچه بازار ایران با بازار آمریکا تفاوت های عمده ای دارد، اما نباید این موضوع را از نظر دور داشت که ما درباره حوزه دیجیتال صحبت می کنیم. حوزه ای که کشور ما در آن به شدت در حال رشد و نفوذ و استفاده مردم از اینترنت نیز در آن در حال رشد روز افزون است. پس با توجه به اینکه گزارش های مشابه که در عین حال موثق هم باشند، در مورد بازار ایران تقریبا یافت نمی شود، می توان به بسیاری از الگوهای بیان شده در بالا، به عنوان استانداردی برای فعالیت در حوزه بازاریابی محتوایی اعتماد کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.